در جستجوی مفهوم زندگی :)

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطره» ثبت شده است

نی نی ها خیلی خوبن:)

بسم الله اللطیف

بالاخره امروز رفتم دیدن عشقه خاله و تو بغلم گرفتمش😍 الهی بگردم براش که یک همچین خاله بیمعرفتی داره😔ولی چیکار کنم که بچمون متولد فصل امتحاناس و دی ماهیه! انقدر درگیر بودم که نتونستم برم ببینمش.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

خستگی های شیرین

بسم الله الحلیم

بعضی وقت ها ممکن است انسان خیلی خسته بشود و فقط دلش بخواهد غر بزند به زمین و زمان!

بعضی وقت ها هم خستگی آدم را کلافه میکند!

ولی بعضی وقت ها معادلات به هم میریزد...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

اردو جهادی(روز دوم)

بسم الله المعین

صبح روز دوم ساعت ۷:۰۵ صبح از خواب بیدار شدم🤤 و قرار بود سرویس ساعت ۷ بیاد و ما راه بیوفتیم 🤤 خدا رو شکر سرویس حدودا هفت و ربع اومد ولی باز هم ۱۰ دقیقه فرصت خیلی کمی برای حاضر شدن و بردن چمدان(برای اردو مشهد) تا پایین و حتی خروجی زدن از خوابگاه 😑 بود و بنده مجبور شدم از دم در خوابگاه تا ورودی پردیس رو پیاده😐 و با چمدان😑 برم. واقعا هنوز هم نفهمیدم چرا اون روز صبح، راننده سرویس دنده عقب نگرفت! خلاصه که اون روز شروع هلاک کننده ای داشتم😂

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

اردو جهادی(روز اول)

بسم الله المعین

وقتی پیام ثبت نام اردو جهادی رو دیدم با خودم گفتم وای خدا کاش منم بتونم برم. وقتی فهمیدم اردو قراره تو دانشکده خودمون باشه و ما ترمک ها😂 هم میتونیم شرکت کنیم خیلی خوشحال شدم. اون شب خوابگاه بودم سریع زنگ زدم خونه و اجازه گرفتم و فرم ثبت نام رو پر کردم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

وقتی تو اینجا هستی...

بسم الله الودود
وقتی تو اینجا هستی همه چیز رنگ دیگری میگیرد.
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی