در جستجوی مفهوم زندگی :)

۱۵ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

من هنوز ۱۸ ساله‌ام!

بسم الله الودود

نمیخوام این سنِ دوست داشتنی و خاص تموم بشه.

از اول دوسش داشتم و از وقتی ۱۸ ساله شدم، بیشتر سعی کردم برای ساختن بهترین تجربه های زندگیم :)

خیلی از اتفاقات خاص زندگیم رو پای همین هجدهمین ورقِ دفتر زندگیم نوشتم. چیزایی که مطمئنا تا آخر عمرم یادم میمونه. سه تا «اولینِ» بزرگ که آرزوم بودن رو برآورده کردیم :)

سه ماه و نیم مونده و یک آرزوی برآورده نشده!

و یک منِ کم طاقت شده...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

مخلص رفیق گلم برم😂

بسم الله المعین


اوج عشق فقط اونجاش که یهو برام شیرکاکائو میخره😆😂😅

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل داند و من

چجوری یه شیرکاکائو میتونه اینقد خوشحالم کنه؟😂 چه ساده خوشحال میشم :)

فرزانهههه بیا بغلم🤗😍😁 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

امید زنده می‌دارد مرا

بسم الله الهادی


خواب دیدم گم شدم.

و خب گم شدم...

وسط هیاهوی زندگی گم شدم.

شاید هیچ وقت اینقدر توی حالت خوف و رجا نبودم. شاید هیچ وقت اینجوری سردرگم نبودم. شاید هیچ وقت آینده اینقدر برام مبهم نبوده. شده بعضی وقتا دیگه خودت هم ندونی باید چی از خدا بخوای؟ یکشنبه شب خیلی اتفاقی، سخنرانی حاج اقا مجتهدی رو شنیدم. راجع به استجابت دعا صحبت میکردن. آروم شدم. امید بهم برگشت. داشتم فکر میکردم کاش یدونه حاج اقا مجتهدی همیشه توی جیبم داشتم. انقدر که آرامش بخش و دوست داشتنیه این بشر :)

گم شدم و هدایت میخوام. دلم میخواد دستمو بگیرن و ببرن...

«وَاللَّهُ یهْدِی مَن یشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ»


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

بلدم، فراموش کردم😂

بسم الله الذی محبوب فی قلوب المومنین⁦❤️⁩


هنوز هم ذهنم درگیر دوست داشتنه!

امروز عصر داشتم فکر میکردم که خب، چیزی که واقعا وجود داره، همونیه که نوشتم ولی...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

اون روزی که فاطمه دیگه نیست...

بسم الله


امروز ظهر مهدیه استوری گذاشته بود «انا لله و انا الیه راجعون» 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی
آمد بهار جان ها🍃

آمد بهار جان ها🍃

بسم الله الذی سکن فی قلبی⁦❤️⁩


بهار من بوَد آن گه که یار می‌آید...

بازم مثل هرسال، با شروع ربیع الاول، حال و هوام بهاری شده :) 

عروسی رفتنامون شروع شد :))))

انقد این مدت عروسی نرفتم که دلم میخواد با دوستام پاشیم همینجوری بریم تو یه تالاری، کی به کیه؟!😬😁

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

میدونستم تغییر کردم...

بسم الله


پارسال ۲۴ اسفند تست شخصیت شناسی دادم. امشب دوباره دادم. میدونستم تغییر کردم. میخواستم ببینم چقدر...

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

پدر است دیگر...

بسم الله


امروز از صبح دارم از دست بابام میخندم تا الان.

صبح ادای دخترا رو درمیاورد. ناز میکرد😂

الانم اینجوری میکنه: دلم دلد(درد) میکنه😂😂😂

بهش میگم باباااا 😂 به تو هم سرایت کرده؟

میگه آره. خلیدم!

بابام😁

من😬😂

بسته آموزشی بالا بالا😶

تازه وقتی گفت هفته بعد امتحان میان ترم دارم، کلی خندیدم. اصن هنوز باورم نمیشه بابام جدی جدی دوباره دانشجو شده😂 وای فک کن بابام بیوفته😂😂😂

بابام خیلی خوبه⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

عزیزم😂

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

دوست داشتن :)

بسم الله المحبوب


داشتم فکر میکردم که من وقتی کسی رو دوست دارم، وجودشو دوست دارم یا ویژگی های وجودیشو؟!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی

چشم‌ها را باید شست

بسم الله النور


بعضی وقتا به خودم میگم فاطمه، چقدر خوشبینانه فکر کردی، چقدر ساده!

بعد میگم چرا فکر میکنی همه مثه خودتن؟ چرا فکر میکنی کسی دروغ نمیگه؟ چرا فکر میکنی همه رو بازی میکنن؟

ولی خب بازم دلم نمیاد دفعه‌های بعدی، بدبین باشم. خوشبینم تا اینکه خلافش بهم ثابت بشه. نمیدونما ولی حس میکنم باید اینطوری باشه. با اینکه زیاد جا خوردم تا حالا...

زیاد پیش اومده که اطرافیان گفتن فلانی فلان کارو کرد یا فلان حرفو زد، منظورش فلان چیز بود، تیکه انداخت. درحالی که من اصلا برداشت بدی به ذهنم نرسیده!

نمیدونم. شایدم اینجوری خوب نیست...

چون بعضی وقتا به ذهنم نمیرسه که شاید طرف مقابل برداشت بدی از حرفم بکنه.

جدیدا بیشتر حواسم به حرفام هست. یجوری بگم که نتونه برداشت بد بکنه :) مجبور باشه خوب برداشت کنه :)))

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فاطمه عظمتی